سلامت جامعه در گرو سلامت زنان. شعار یا واقعیت؟

سلامت زنان، بنیان خانواده سالم و جامعه جوان
زنان محور سلامت خانواده محسوب میشوند و علاوه بر مدیریت سلامت اعضای خانواده، الگوی اصلی آموزش و ترویج سبک زندگی سالم به نسل بعدی هستند، به همین جهت تلاش درجهت ارتقای همه جانبه سلامت آنان مطمئنترین راه برای دستیابی به اهداف سلامت کل جامعه و برخورداری از جامعهای سالم است.
یکی از عوامل بسیار مهم در شکل گیری رفتار فرد، خانواده بشمار می آید. اگر خانواده های یک جامعه به صورت متعادل وسالم باشند جامعه نیز از سلامت روانی برخوردار خواهد بود. فضایی که فرد در آن زندگی می کند با دو عامل اصلی در رشدشخصیتی تأثیرگذار است که آن دو عامل اصلی پدر و مادر هستند.
پدر و مادر مربیان و معلمان افراد در زندگی اند و محیط خانه اصلی ترین آموزشگاه برای فرد است در این بین زنان تضمین کننده سلامت خانواده هستند و به طورمعمول مدیریت وبرنامه ریزی سلامت خانواده را هم به عهده دارند و به عنوان اساسی ترین عناصر بنیادین جامعه نقش بسزایی را در شکل گیری شخصیت و رفتاری جامعه دارند پس سلامت روان زنان امنیت بیشتری دارد. با توجه به نقش های مختلف زنان ازجمله دوران بارداری، دوران شیردهی و پس از زایمان و حتی در دوران نوجوانی هم شرایط زنان و مردان باهم متفاوت است و نیازهای جسمی آنان متفاوت است. سلامت زنان یکی از اولویت های اساسی سلامت جامعه و اهداف توسعە هزارە سوم است. عوامل مختلفی طی دوره های زندگی زنان بر سلامت آنها تأثیرگذار هستند. در کل فرایند توانمندسازی زنان باید به گونه ای باشد که زنان بتوانند علاوه بر سلامت خود باعث افزایش و بهبود آن شوند.
توانمندسازی زنان فرایندی است که طی آن زنان برای غلبه بر موانع پیشرفت شان فعالیت هایی را انجام می دهند که باعث تسلط آن بر تعیین سرنوشت شان می شود نباید فراموش کرد که تأمین و ارتقای سلامت زنان نیاز به توجه جدی به سلامت و حقوق زنان دارد. البته نباید این موضوع را فراموش کرد که نقش مردان در ارتقای سلامت زنان از اهمیت خاص و چشم گیری برخوردار است.
