اخبار:   



معرفی معلولین مرکز

  • PDF
الهام يار احمدي :
نوع بيماري cpتا 4 سالگي توانايي حرکت  دادن پاهاي خود را نداشت بعد از عمل جراحي تا حدودي  توانايي تکان دادن  را پيدا کرد در طي چند ماهي که مددکار وي هستم توانايي سر پا ماندن به تنهايي را پيدا کرده  و براي چند دقيقه بدون کمک سر پا مي ايستد و مفاصل و استخوان هاي او نرم و منعطف شده اند.شيوه هاي درماني به کار برده شده براي وي شامل آب درماني و کاردرماني  مي باشد.                                                                                                                                 
حسين  بهميي:
cp و عقب ماندگي ذهني مرزي، علت بروز بيماري ارثي است .از ابتداي تولد رشد او نسبت به همسالانش کندتر بوده .در دو سالگي توانسته بنشيند و در حال حاضر به خاطر وضعيت نادرست پاهايش قادر به راه رفتن به تنهايي نيست و با کمک بريس و واکر راه مي رود به گفته ي مادرش وضعيت راه رفتن او تا 2سال پيش بهتر بوده و الان به سختي راه مي رود.از جمله کارهاي درماني من براي وي کاردرماني  و همچين درس دادن است.
مهدي اميدي:
از بدو تولد هيدرو سفالي بوده و بر اثر تشنج هاي پي در پي بدن  دچار خشکي زيادي شده است به صورتي که توانايي حرکت دادن هيچ کدام از اعضاي بدن خود را ندارد.از کارهاي درماني براي وي آب درماني و انجام ورزش روي دست و پاي وي مي باشد.
مهدي باجي:
از بدو تولد cp بوده و دچار شکاف کام نيز مي باشد ،قبل از شروع اين طرح قادر به ايستادن  سر پا را نداشته ولي در حال حاضر با کمک واکر راه ميرود.از جمله کارهاي درماني من براي وي کار درماني انجام ماساژها و تمرين راه رفتن مي باشد.                                                          
محمد حسين ياري :
از بدو تولد cpو نقص عضو مي باشد و همچنين دچار مشکل قلبي نيز هست.پدر محمد براي وي نوعي واکر مخصوص درس کرده که باکمک آن تواناي راه رفتن را پيدا کرده است.
علي عچرش:
علي دومين فرزند خانواده  مي باشد. بعد از آزمايشات مختلف تشخيص داده شد واحد هاي حرکتي علي به مرور زمان کاسته شده و قدرت اوليه خود را از دست داده است.روند بيماري بسيار سريع بوده و عضلات ضعيف تر و ضعيف تر مي شوند علي تا 6 سالگي توانايي نشستن را داشته اما قادر به ايستادن نبوده .به مرور زمان عضلات ضعيف تر شدند طوري که ديگر تنها با کمک تکيه گاه قار به نشستن مي باشد.طبق آخرين معاينه توسط پزشک مشخص شده روند بيماري همچنان ادامه دارد که روز به روز ماهيجه ها و عضلات ضعيف تر ميشوند.از جمله کارهاي درماني من براي وي کاردرماني و تمرينات ورزشي مي باشد.
زهرا عچرش :
زهرا اولين فرزند خانواده  مي باشد.از ابتدا قادر به راه رفتن نبوده .بيماري زهرا مانند بيماري برادر ش علي عچرش مي باشد.زهرا مدتي تحت درمان بوده و در آن زمان توانايي ايستادن با واکر را داشته اما به دليل رها کردن درمان دوباره به حالت قبل خود باز گشته است.ازجمله کارهاي درماني براي وي توانستيم از زخم بستر او جلوگيري کنيم .بيشتر کارهاي آموزشي  با وي کار ميشود تا الان هم از نظر درسي پيشرفت خوبي داشته است.
آيه بدوي:
آيه 7 ساله و فرزند اول  خانواده است.آيه هنگام تولد دچار مشکل در تنفس شده بود همين عامل باعث بروز مشکلاتي در راه رفتن وي شده .خانواده ي آيه از سن دو سالگي متوجه ي اختلال در راه رفتن وي شده اند که خوشبختانه از همان زمان کار درماني را آغاز کردند اما روند بهبود کند پيش ميرود. از جمله کار هاي درماني من براي آيه کار درماني و آموزش از لحاظ درسي مي باشد. 
راحله ابراهيميان : 
راحله فرزند دوم و 16 ساله مي باشد .تا سن يازده سالگي نه از لحاظ جسمي و نه از لحاظ ذهني هيچ مشکلي نداشته اما بعد از آن  بيماري نادري به نام Mpanعلائم خود را در وي نشان دادو اين بيماري پيش رونده و از بدو تولد همراه او بوده است. در حال حاضر راحله توانايي راه رفتن خود را از دست داده  همچنين تکلم و بلع راحله دچار مشکل شده است.و از لحاظ درسي و آموزشي کند پيش مي رود.براي اين بيماري تاکنون هيچ راه درماني پيدا نشده است. از جمله کارهاي درماني من براي وي گفتار درماني  و به کار گيري دست هاي او از طريق ساختن کاردستي مي باشد.
 مولود غلامي:  
مولود 16ساله تنها فرزند خانواده مي باشد. از بدو تولد cpبوده علت بيماري نرسيدن اکسيژن به مغز در بدو تولد مي باشد.مولود توانايي راه رفتن را نداشت تا قبل از اين طرح عضلات بسيار خشکي داشت طوري که فرم دست ها و پاها تغيير کرده بودند.ولي توانستيم با انجام تمرينات و ورزش هاي مختلف غضلات را نرم تر کنيم طوري که توانايي نشستن را پيدا کرد.در حال حاضر مي تواند روي صندلي بنشيند و دست ها و پاها را بکشد.اکنون نيز در تلاش هستيم تا بتوانيم مولود را مانند ديگر همسالانش سر پا نگه داريم تا با کمک واکر راه برود. 
علي رضا خوش:
در دوران کودکي بر اثر تشنج دچار معلوليت ذهني شديد شده .از زمان شروع طرح تا الان از لحاظ تکلمي و خوردن غذا بهتر شده است.خدمات به کار برده شده براي وي ورزش و ماساژ دست ها و پاها و همچنين ،گفتار درماني مي باشد.
امير خوش:
بر اثر نرسيدن اکسيژن به مغزدر بدو تولد دچار معلوليت ذهني و جسمي شده .خدمات ارائه شده براي وي انجام ورزش ها و ماساژ دست ها و پاها و تمرين راه رفتن با کمک واکر مي باشد.در اين مدت از لحاظ حرکت کردن سرعت عمل خوبي پيدا کرده و غذا خوردن وي نيز بهتر شده است.
حسين شکوهي :
نوع معلوليت متابوليک  بوده و ژنتيکي مي باشد. از سن 5 الي 6 سالگي به بعد شکل ظاهري بدن تغيير شکل پيدا کرده و با بالا رفتن سن اين تغيير  شکل پيچيده تر شده.خدمات ارائه شده براي وي گفتار درماني  ، تمرين براي انجام دادن هر چه بهتر کارهاي شخصي. از لحاظ گفتاري تا حدودي بهتر شده .
محسن عبيات :
متولد 76 که بر اثر نرسيدن اکسيژن به مغز از بدو تولد دچار معلوليت ذهني شديد شده  است.از سه سال پيش تا الان برجستگي و قوسي کمرش بيشتر شده .محسن از داروهاي آرام بخش نيز استفاده مي کند.خدمات ارائه شده براي وي ماساژ دست ها و پاها و بعد انجام ورزش هاي مختلف  و تمرين راه رفتن مي باشد.
مائده زرياب:
متولد 72 و متاهل  و داري يک فرزند پسر مي باشد. مائده دچار بيماري ام اس  بوده که قبلا بر اثر اين بيماري کاملا فلج  شده بود و توانايي انجام هيچ کاري را نداشت ولي با استفاده از دارو و ورزش هاي اوليه بهبود نسبي پيدا کرده  به طوري که توانايي انجام کارهاي روزمره را پيدا کرده است. در حال حاضر به دليل تضعيف بهره ي هوشي مجبور به استفاده از قرص هاي تقويت حافظه شده است.
سيد علي زرياب :
متولد 68 متاهل و داري يک فرزند مي باشد .در اثر تصادف دچار معلوليت جسمي شده و توانايي حرکت دادن پاهاي خود را ندارد.ولي در طول زمان با ماساژ و انجام ورزش هاي مختلف بهبود نسبي پيدا کرده و توانايي انجام فعاليت هاي روزانه ي خود را پيدا کرده است.
احسان سليماني:
متولد 68 و از بدو تولد دچار معلوليت  جسمي-حرکتي و عقب ماندگي ذهني مي باشد.  بدليل تحرک نداشتن عضلات وي دچار خشکي شده که از شروع اين طرح با انجام ماساژ و ورزش هاي مختلف بدنش از حالت خشکي بيرون آمده و کمي انعطلف پيدا کرده است.
زينب عقيلي:
متولد 79 است. از سن 6سالگي کم بينا مي شود و از عينک استفاده مي کند.در سن 7 سالگي به دليل کم شدن توانايي شنوايي مجبور به استفاده از سمعک مي شود و در سن 11 سالگي کاشت حلزون را انجام داد.درحال حاضر در مدرسه ي نابينايان مشغول به تحصيل است. زينب از توانايي خوبي برخوردار مي باشد و کاملا به خود متکي مي باشد.
راضيه عقيلي:
متولد65 و نابينا مي باشد.در دوران طفوليت از نظر شنوايي مشکل داشته تا سن 12 سالگي دچار نابينايي مي شود.تا 5 ابتدايي توانسته درس بخواند. راضيه در هنگام راه رفتن  تعادل کافي را ندارد که مرتب جلسات فيزيوتراپي  ميرود.توانايي انجام بيشتر کارهاي شخصي خود را دارد.در تکلم دچار مشکل است و خيلي از کلمات و حرف ها را درست ادا نمي کند.خدمات ارائه شده براي وي گفتار درماني و کاردرماني مي باشد.
زهرا کروشاتي :
متولد 84 و نوع معلوليت جسمي_حرکتي و عقب ماندگي ذهني مي باشد.در بدو تولد به دليل وجود لخته ي خون در مغز وي دچار اين معلوليت ها شده است.از جمله خدمات ارائه شده براي وي انجام ورزش ها و تمرين راه رفتن با کمک واکر است.روند راه رفتن به نسبت بهتر شده و توانايي اين را به دست آورده که تعادل خود را موقع ايستادن به خوبي حفظ کند.
راحيل مشعلي: 
متولد 82 و از بدو تولد به دليل نرسيدن اکسيژن به مغز دچار معلوليت ذهني و جسمي شده است.از سن 6 سالگي تا 9 سالگي 5 بار به دليل در رفتگي لگن عمل انجام داده.در تکلم دچار اشکال است.با کمک قادر به انجام کارهاي شخصي خود مي باشد.و همچنين مدت سه سال است که به  مدرسه ي استثنايي  مي رود.
 
 
 

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۵۶


همه حقوق مادی و معنوی متعلق به موسسه نوید مهر می باشد.